عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
158
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
مىگيرند و آنها را با سخنان بليغ خود در مىآميزند و پندهاى او را به عنوان مثل به كار مىبرند . همان گونه كه سرىّ در ستايش ابو محمّد فيّاض كاتب گفته : اخو حكم اذا بدأت و عادت * حكمن بعجز لقمان الحكيم ملكت خطامها فعلوت قسّا * برونقها ، و قيس بن الخطيم يعنى : مرد دانشمندى كه چون سخنان حكيمانهء وى آمد و شد كنند همگى به ناتوانى لقمان حكم كنند . مهار حكمت را به دست گرفتى و با آن سخنان درخشان برتر از قسّ و قيس بن خطيم آمدى . از سخنان نيك و پندهاى وى به پسرش اينكه : اى پسر دنياى خود را به آخرت به فروش تا در هر دو بهرهمند و بهروز گردى . اى پسر مباد كه مورچه از تو هوشمندتر باشد كه در تابستان قوت زمستانش را فراهم مىآورد . اى فرزند مباد كه خروس از تو خردمندتر باشد كه سپيده دمان بانگ بردارد و تو در خواب باشى . . . حكم ورهاء - خبط عشواء . حلف الفضول . ( سوگند فضلها ) بنا به پارهاى روايات ، عبارت است از سوگند سه تن به نام فضل كه پيمان بستند در هر جاى مكّه ستمى ببينند آن را دگرگون كنند . نام اين سه تن چنين بود : فضل بن شراعه ، و فضل بن قضاعه ، و فضل بن بضاعه . اما روايت درست آن است كه به جهت شرافت و فضل اين پيمان و هم سوگندى « حلف الفضول » ناميد شد . و رسول خدا ( ص ) فرمود : « در خانهء عبد الله بن جدعان شاهد سوگند بودم و اگر امروز مرا به چنان پيمان و سوگندى فراخوانند ، مىپذيرم » . و سبب اين هم قسمى آنكه مردى از زبيد بر مردم مكّه گذشت ، در بهاى كالايش بر او ستم كردند . و اين ستم و دادخواهى پيش عاص بن وائل سهمى واقع شد . همچنين ستم و دادخواهيى براى مردى - از بارق - در نزد ابىّ بن خلف الجمحى واقع شد ، چون